تبليغاتX
بادرود،مهد تمدن وتاریخ

بادرود،مهد تمدن وتاریخ

معرفی بادرود بعنوان چهارمین شهر زیارتی ایران

یکی از باشکوه ترین آثار تاریخی بادرود توسط برخی از وراث آن بنا تخریب گردید . خانه تاریخی حاج عامو که در اوائل دوران صفویه در بادرود با معماری زیبای صفوی ساخته شده بود در هفته گذشته به دست عده ای با لودر کاملأ تخریب گردید .بنا به گفته ذبیح الله صولتیان از فعالان عرصه تاریخ وفرهنگ بادرود این بنای زیبا که به شماره 15177 بتاریخ 24/12/1384 به ثبت آثار ملی کشور پیوسته بود دارای ایوان تابستانه وزمستانه ، حوض، سردابه،وبیش از 15 اطاق بزرگ وکوچک بود که دور تادور داخل اطاقها باروش نقاشی حکاکی برروی گچ بصورت غلتکی که از ویژگیهای معماری خاص صفوی در برخی از منازل بزرگان وکاخهای صفویان در جای جای ایران است تزئین گردیده بود .خانه حاج عامو بادرود از بنای به متراژ1200 برخوردار بود که در محله باغ بادرود وجود داشت .برخی از افراد محلی علت تخریب را دستیابی مخربین به گنجینه های فرضی زیر زمین این خانه ذکر نموده اند .

صولتیان افزود نبود دفتر میراث فرهنگی در بادرود وعدم توجه جدی به ابنیه تاریخی این شهر کهن باعث آسیب جدی به محوطه های باستانی وآثار تاریخی این شهر گردیده است .بادرود با پیشنیه تاریخی 7 هزار ساله در 130 کیلومتری شمال اصفهان قرار دارد.

اداره میراث فرهنگی وگردشگری شهرستان نطنز در حال شناسائی عوامل تخریب این بنا وبرخورد قانونی با آنان است.

 تصاویری از خانه حاج عامو قبل از تخریب

  

 

 

 

 

 

 

 

    بنا بعد از تخریب  

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 15:32  توسط ذبیح اله صولتیان  | 

 چئل اشتم در گذر تاریخ 

 چهل هشتم سالروز ورود پرافتخار حضرت آقاعلی عباس(ع) وشاهزاده محمد به بادرود گرامی باد 

 

  

چهل وهشت روز بعد از شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) در بادرود که مصادف با رحلت پیامبر اعظم(ص )وشهادت امام حسن مجتبی(ع) است به روز «چئل اشتم» معروف ومشهور است . در این روز خاص جمعیت از سراسر کشور بویژه شهرهای اطراف به پابوس زیارت حضرت آقاعلی عباس وشاهزاده محمد رهسپار می شوند تا بادرود یکی از روزهای خاص تاریخش را نظاره کند .گرچه مراسم گرامیداشت ارتحال پیامبر مکرم اسلام وشهادت امام حسن مجتبی در تمامی شهرهای کشور برگزار میگردد اما در بادرود این روز به صورت یک روز خاص در تقویم این سرزمین گنجانده شده است .بد نیست علت این واقعه تاریخی را با استناد به معتبرترین «زندگینامه حضرت آقاعلی عباس »که توسط «حضرت آیت الله امامت کاشانی» چاپ وانتشار یافته را بررسی کنیم. 

حضرت امام رضا(ع) برادر تنی حضرت آقاعلی عباس وشاهزاده محد در روز آخر ماه صفر سال 203 قمری به زهر مأمون جفا پیشه در طوس به شهادت رسید. خبر شهادت آن امام همام 17 روز بعد یعنی در روز چهارشنبه 17 ربیع الاول 203 قمری به حضرت آقاعلی عباس ویارانش در بادرود رسید .این بزرگواران که از راه اهواز به ایران وارد شده وپس از طی مسیر از نهاوند وساوه به قم وسپس کاشان آمده بودند مدت 17 شبانه روز هم میهمان عبدالجبار طبرسی حکمران کاشان بودند وسپس از طریق ابوزید آباد فعلی راه یزدلان را طی وبه بادرود رسیدند وخبر شهادت امام رضا را در 17 ربیع الاول در این خطه دریافت کردند . 

  

 مردم وحکمفرمای بادرود که از عاشقان به اهل بیت بودند مدت 40 شبانه روز بطرز شایسته ای از آنان پذیرائی میکنند . بعد از برگزاری مراسم باشکوه اربعین امام رضا در بادرود در سال 203 قمری (1228 سال قبل) آنان قصد انتقام خون به ناحق ریخته برادر خویش امام رضا از راه کویر عازم طوس می شوند وسپس در روز 14 جمادی الاول 203 هجری قمری ، یعنی 74 روز پس از شهادت امام رضا ، حضرت آقاعلی عباس وشاهزاده محمد وجمعی از یارانشان که برخی از اهالی بادرود واطراف بوده اند با لشگریان مأمون که از طوس به این خطه آمده بودند درگیر وتمامی یاران آن امامزادگان که «حسن نراقی مورخ معاصر» در کتاب «آثار تاریخی کاشان ونطنز» تعداد آنان را 12 نفر ذکر کرده به شهادت می رسند وپس از درگیری شدید ابتداء شاهزاده محمد که برادر کوچکتر بوده وسپس آقاعلی عباس بطور مظلومانه ای به شهادت می رسند.

اما به نقل ارقام ذکر شده حضرت آقا علی عباس وشاهزاده محمد بایستی درروز 28 صفر به بادرود وارد شده باشند که یکی از علل ازدحام بیش از حد زائران ومجاوران به این امامزاده در روز خاص بیست هشت صفر را بایستی تجدید عهد وپیمان مردم این منطقه با امامزادگان آقاعلی عباس ومحمد در روز 28 صفر ذکر کرد . که ارزنده است این روز به رسم پیشینیان منطقه هر ساله با کرامت وشور بیشتری برگزار گردد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 10:10  توسط ذبیح اله صولتیان  | 

آسیابهای سرآسیاب  بادرود 

 

گذر رودخانه منشعب از قنات تاریخی گراوستان که با مازاد آبهای دره ابیانه وچیمه رود به هم پیوندخورده ومسیر 18 کیلومتری منطقه «پا پل »را تا روستای سرآسیاب ودشتهای بادرود مشروب می سازد باعث بروز پدیده های شگرفی در این نواحی شده است .از جمله سکونت بشر درطول تاریخ 7000 ساله به نوعی در مسیر این آبراه حیاتی شکل گرفته است . منطقه باستانی «سوچن» با قدمت 7200 سال در حاشیه این رودخانه شکل گرفته وبعدها در دوران هخامنشیان با شکل گیری محوطه «ششخون» در محل فعلی تلاقی خروجی اتوبان به بادرود نیز دلیلی بر ادعای سکونت بشر در حواشی این رودخانه است .محوطه «ترگل» هم که در زمان صفویه بعنوان بارانداز اشتران مورد استفاده قرار میگرفته دلیلی بر ادعای ما بر سکونت پذیری منطقه سرآسیاب است .اما نقش آسیابها در کنار شیب ملایم این رودخانه نیز مهم و ارزنده است از سرآسیاب بالا که محل احداث آسیاب سردار بوده تا دشت «سومغا» آثار چهار آسیاب مخروبه وجود دارد که هریک نقش سازنده ای را در رونق کشاورزی وداد وستد در منطقه احیاء می نموده است .  

 آثار آسیاب خرابه پائین در نزدیکیهای «چاپارخانه» بادرود هنوز هم در مسیر رودخانه جوی باد وجود دارد . کمی بالاتر از رستوران سرچشمه وبازهم در مسیر جوی آب آثار آسیابی وجود دارد که به «آسیاب میون» مشهور است. چند صد متر بالاتر هم آثار« آسیاب بالا» که به منطقه «سرورجی» معروف است،وجود داشته که متأسفانه تخریب گردیده است . آسیاب سردار هم که گفته اند توسط سردار نائب حسین کاشی ساخته شده در حال حاضر از لحاظ معماری سالمترین آثار تاریخی منطقه سرآسیاب هست که پابرجا مانده وتاکنون برای حفظ ومرمت آن اقدامی عملی صورت نپذیرفته . 

 

آثار معماری موجود این بنا نشان ازآن دارد که قدمتش به مراتب بیش از دوران قاجار است وبدین ترتیب که نائبیان هیچگاه در مناطق اطراف آبادانی وعمارتی بنا نکرده اند پس ادعای انتساب بنا به نائب حسین کاشی امری است بی مورد . حال باتوجه به سازه ی بکار رفته دربنا که مربوط بدروران صفویه می باشد انتظار می رود اداره میراث برای ثبت وبازسازی این بنا همت کند تا باتوجه به وجه تسمیه سرآسیاب که بعلت وجود آسیابهای متعدد نامگذاری گردیده برای حفظ این بنا کوشش لازم بعمل آید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 12:6  توسط ذبیح اله صولتیان  | 

بنائی باشکوه با الگو برداری از معماری کهن ایرانی -کاشیکاری به سبک گورکانی وایلخانی ، گچ بری بروش صفویه وآئینه کاری به شیوه معماری قاجاریه در با شکوه ترین بنای مذهبی استان اصفهان . یک دنیا هنر در این بارگاه کبریائی نهفته است . اینجا بادرود است وزیارتگاه مقدس حضرت آقاعلی عباس(ع)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 16:48  توسط ذبیح اله صولتیان  | 

بلندترین شب سال دربادرود 

 

در گویش بادرودی به شب یلدا «شَوِ چِلَه» می گویند.ازرسومات این سرزمین در بلند ترین شب سال بدین گونه است ،دیدار کلیه ی اعضای خانواده از بزرگ فامیل به گونه ای که پس از صرف شام تمام بستگان دسته دسته به خانه پیرترین مرد یا زن فامیل می روند ودر حالیکه پدر یا مادربزرگ بر بالاترین جای کرسی تکیه زده وبترتیب سن مابقی دور تادور کرسی حلقه می زنند.از رسومات شب یلدا می توان به نوع غذاها وتنقلات این شب که بااصطلاح محلی «شَوچٍره»می گویند اشاره کرد.

-پخت وتناول 7 میوه که در زیر خاک بعمل آمده باشد مثل شلغم ،چغندر،ترب سیاه،پیاز،هویج.سیب زمینی معمولأ در خانواده ها معمول است وعقیده براین دارند که همانگونه که این میوه ها ومحصولات در زیر خاک سرد مقاومند پس خوردن آنها استحکام بین فامیل وبستگان را بیشتر می کند .در شب چله بزرگ، وجود هندوانه وانار بر سر سفره شب یلدا از ضروریات است.انار که محصول شاخص بادرود است بصورت خاصی تزئین یافته وبعنوان سرآمد میوه های شب یلدا بر مرکز کرسی قرار می گیرد. بادرودیها به سرخ گونه ی رنگ انار وهندوانه اعتقاد عجیبی دارند وبر این رسم پایبندند که رنگ سرخ گرمی کانون خانواده رادر پی دارد .در این شب بزرگ سال تمام بستگان بایستی در زیر کرسی بدور پدربزرگ جمع شده وتا دیر وقت به قصه های  پیرترین عضو خانواده گوش فرا دهند.  

  

-خانم  خانه در تنور محل پخت نان ،در نزدیک ترین خانه محله به پخت آشهای مخصوص ومحلی در دیزیهای گلی می پردازد که این غذای مخصوص در صبح روز اول دی در مجمع مسی قرار گرفته برروی کرسی ریخته شده وافراد خانواده به خوردن آن مشغول می شوند .معمولأ در شب یلدا بیشتر پخت نوعی آش ارزن ،جو ویا نوعی آش با ماش وکدوی محلی مرسوم است.

-خوردن انجیر خشک،برگ زردآلو ،پسته وبادام وگردو،انواع تخمه نیز جزء تناولات شب یلداست.

در این شب همکاری اعضای خانواده برای پخت غذای مخصوص این دیار بنام «قلییه»(قورمه) که با گوشت بره تهیه ودر ظروف مخصوص سفالی نگهداری می شود،از رسوم قابل تأمل است .در برخی از خانواده ها مردان خانه به خواندن دوبیتی های محلی همراه با نوای دل انگیز نی ویا ساز محلی نیز می پردازند

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 12:43  توسط ذبیح اله صولتیان  | 

بادرود چهارمین  زیارتی ایران

فاطیما صولتیان بادرودی

بادرود یکی از شهرهای تاریخی وزیارتی ایران است که درست در مرکز جغرافیائی کشور عزیزمان قرار گرفته است .شهر بادرود از توابع استان اصفهان است که از سوی جنوب درکوهپایه های کرکس واز شمال به حاشیه کویر مرکزی ایران چون نگینی درخشان بر بستر پهن دشت فلات مرکزی ایران می درخشد.

برای سفر به بادرود از اصفهان فاصله 130 کیلومتری اتوبان اصفهان –کاشان را باید طی کرد .از تهران هم بایستی فاصله 280 کیلومتری اتوبان تهران –قم –کاشان را درنوردید تا در فاصله 60 کیلومتر بعد از کاشان به بادرود رسید .از جنوب هم از یزد بایستی مسیر نائین –اردستان را حدود 300 کیلومتر در مسیربزرگراه یزد به تهران را طی نمود تا در حاشیه اتوبان وبزرگراه به شهر بادرود سفر نمود .

راه آهن سراسری هم از این شهر میگذرد وبادرود جزء سه راه ریلی مهم کشور تلقی میگردد .

وجه تسمیه وتاریخ بادرود

شهر بادرود به علت دیرینگی وتمدن خاص آن جزء شهرهای تاریخی وکهن ایران است به نحوی که برخیها ازآن بعنوان «پایتخت تاریخی فلات مرکزی ایران »یاد میکنند. کاووش باستانشناسان در محوطه باستانی سیاه بوم  درروستای اریسمان بادرود این مطلب را به اثبات رساند که در 6500 سال پیش مردمان این دیار اولین صنعتگران تاریخ بوده اند که باایجاد کوره های ذوب مس به تولید ظروف مسی ومفرغی در این سرزمین مبادرت می ورزیدند.

درخصوص علت نامگذاری بادرود مورخین  چنین نگاشته اند که در قدیم تا قبل از ورود دین مبین اسلام به ایران 4 عنصر مقدس در ایران مورد احترام مردم بوده اند که این چهار عنصر عبارت بودند از( آب –باد-خاک و آتش ). ودر این بین چون عنصر باد در نزد مردمان نماد تقدس واحترام بوده نام این سرزمین را باد نهادند که بعدها در زمان رضا شاه پهلوی پسوند رود بدان افزوده شد وبه بادرود مبدل گردید .بعضیها در بیان مقدس بودن این عنصر گفته اند که ایرانیان قدیم روز« بیست ودوم ماه خورشیدی» را روز «باد» یا «بادروز» می نامیدند که نام قدیم این شهر ابتداء «بادروز» بوده وبعدها به بادرود مبدل شده است.

دیدنیهای بادرود:

آستان مقدس آقاعلی عباس وشاهزاده محمد از فرزندان بلافصل امام موسی ابن جعفر در بادرود قرار دارد . این زیارتگاه هرساله پذیرای بیش از سه میلیون مسافر وزائر از سراسر کشور است .دارای کرامات عجیبی است وآستان مقدس هم از ویژگی معماری زیبائی در قالب گچ بری،آئینه کاری وکاشیکاری برخورداراست ودارای یکی از بزرگترین گنبد های مدور ایران با ارتفاع 44 متر وقطر 25 متر می باشد.- گرمابه تاریخی نوقه از آثار دوران صفویه که بسیار زیبا وبا روش معماری قشنگی در 400 سال پیش ساخته شده واکنون بعنوان موزه بادرود مورد بازدید علاقمندان قرار میگیرد-خانه های تاریخی محقق الدوله –رهگشای –مدیر ومدبر الملک که از یادگارهای دوران قاجار وبا تلفیق معماری سنتی کویری ساخته شده واکنون مورد بازدید خیل عظیم گردشگران قرار میگیرد.-پرستشگاه آدینه مربوط بدوران میترائیسم که حدود 3000 سال پیش این مکان بعنوان معبد دین میترائیسم مورد استفاده قرار میگرفته وبا ظهور دین زرتشت به آتشکده وبعدها با ورود دین اسلام به ایران بعنوان مسجد آدینه اشتهار یافته است .-قلعه کرشاهی از آثار دوران ایلخانیان که با خشت خام وگل حدود 800 سال پیش درحاشیه کویر مرکزی ایران ودر 20 کیلومتری بادرود با روشی بسیار زیبا ساخته شده است .-کمپ گردشگری متین آباد که بعنوان اولین کمپ توریستی کویری ایران توسط بخش خصوصی در سالجاری ساخته شده ودرآن  شتر سواری درکویر –رصد ستارگان –واستراحت در چادرهائی که در دل شنهای روان ساخته شده اند رابرای گردشگران مهیا نموده است .

سوغات بادرود :

 انار نادری بادرود یکی از 5 رقم انار معروف کشور است که هرساله نزدیک به 70% انار این شهر به کشورهای خارجی صادر می شود .برپائی جشنواره ملی انار در نیمه آبان هرسال نشان از معروفیت انار بادرود را داراست .-طالبی آقاعلی عباس که در بازارهای داخلی معروف است از خاک حاصلخیز این سرزمین به عمل می آید. طالبی بادرود از شیرینی وحلاوت بی نظیری برخوردار است .-از جمله صنایع دستی بادرود هم می توان به فرش دستبافت اشاره کرد که قالیهای معروف کاشان –شادسر بدست پرتوان زنان ودختران بادرودی بافته می شود .

راستی تا یادم نرفته بگم که آش محلی گوشت بادرود هم از سوغات این دیار است که برای صرف صبحانه  مشتریان زیادی را داراست.

امیدواریم با سفر به بادرود میهمان نوازی  کویرنشینان را از نزدیک با تمام وجود حس کنید وعلاوه بر دیدار از این شهر تاریخی  از روستای زیبا وتاریخی ابیانه که در 35 کیلومتری این شهر قرار دارد هم دیدن نمائید

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعت 16:47  توسط ذبیح اله صولتیان  | 

 

Excavations in Arisman: Ancient Mining and Metallurgy in Western Central Iran

The Arisman Excavations are runing since 2000 as a cooperation project between the Eurasia Section of the German Archaeological Institute, the Iranian Cultural Heritage Organization and the Geological Survey of Iran.

Location

    
  General view of Arisman. Karkas Mountains in the background.  

The prehistoric settlement Arisman (Fig.: general view of the site with the Karkas Mountains in the background) is located about 60 km southeast of Kashan and 10 km east of Natanz, in Isfahan province. It consists of several separate elevations or shallow tells that cover several hectares along the northeastern foothills of the Karkas mountains, close to the desert fringe. They can be distinguished in three areas, Arisman I-III. Surface finds suggest settlement activities over the whole area from the late 5th to the 3rd millennium BC, while Arisman II must have also been in use during a later time, towards the end of the 2nd mill. BC.

 

 

 

Objectives

    
  Area A. Furnace of the Sialk IV period  

Arisman excavations form part of a larger project focussing on ancient mining and metallurgy in the western part of the Central Iranian Plateau that includes the prospection of ore resources, the documentation of ancient mining traces, and the investigation of prehistoric metal processing in a specialized settlement - Arisman. Investigating the cultural and historical development of western Central Iran at the crossroads between Susiana, Turkmenistan and Belutchistan is a second research objective. 

History of Research

    
  Area B. Pottery kiln, Sialk III period  

Excavations at the prehistoric metal working site Arisman, combined with archaeological and geological surveys in the vicinity of the site were conducted from 2000 to 2004 within the framework of the interdisciplinary research project "Early Mining and Metallurgy on the wester Iranian Plateau", in coperation with the Iranian Cultural Heritage and Tourism Organisation. Since 2005 the first phase of this work is completed and the results of the first five years are currently prepared for publication. 

Previous Activities

    
  Area B. Fragments of litharge (Sialk III period)  

Following the topographical mapping and geophysical survey at Arisman I, five areas (areas A-E) were chosen for excavation. Altogether c. 1100 sqm. with a maximum of 1.6 m cultural layers were exposed. The vicinity of Arisman was also subject of archaeological and geological survey.  

Current Work

    
  Arisman I-III, topographic plan  
    
  Area B. Reconstruction of the pottery kiln  

The results of the first five years of work are currently prepared for publication.  

Results

    
  Arisman, area B. Mould (Sialk III period)  
    
  Area B. Painted pottery of the Sialk III period  
    
  Area C. General view of trenches  
    
  Area C. Pithos grave of the Sialk IV-period  

Arisman was occupied from the first half of the 4th to the early 3rd mill. BC. The oldest occupation of the so-called "Sialk IV period" (first half - middle of 4th mill. BC) consists of domestic houses constructed from pisé, excavated in area B. Shortly after that, workshops existed in the ruins of these houses. Five pottery kilns demonstrate the technological skills of the time, when humans managed to conduct pottery firing at specific temperatures. The kilns are round with one combustion channel at one side. A column in the middle supported an intermediate floor, on which the pottery was stacked. The workshop dumps also contained waste from the copper- and silver production, such as crucibles, moulds and cupels. The installations where these materials were processed must have existed nearby, but were not located during the excavations.

The later occpuation of the so-called "Sialk IV period" (c. 3000 BC) was exposed in area C. It consists of densely arranged, urban layout mudbrick houses. The brick format, the pottery and the seals demonstrate the cultural affiliation of Arisman with the Proto-Elamite culture. Metal worskshops for the processing of copper and silver, such as large fire platforms, existed inside the houses. The copper used there to be cast in ingots, aes or other artifacts was first smelted in furnaces located the edge of the settlement.

These furnaces are an important technological innovation introduced during the Proto-Elamite period. The allow for the large-scale production of copper. The slag heaps in areas A, D and E are related to furnace smelting and consist of about 180 tons of slag. In area A, the respective furnace was exposed: it is a small mudbrick platform wih a depression in the middle. The upper part of the furnace had to be constructed anew for every single smelting process and was covered with clay plaster. This furnace is one of the latest features exposed at arisman. It dates to the first half of the 3rd mill. BC. It is contemporaneous with the latest usage of the houses area C as a graveyard. There, the dead were deposited in large storage jars, and were accompagnied with beads and copper ornaments.  

Cooperation

  

 

 

Area C. Pottery of the Sialk IV-period

 

Arisman excavations are a cooperation project including the Eurasia Department of the German Archaeological Institute, the Iranian Cultural Heritage Organisation (ICHO), the Geological Survey of Iran (GSI), the Department for Archaeometry at the University of Freiberg, and the German Mining

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 16:40  توسط ذبیح اله صولتیان  | 

لفظ نوقه به معنای نو می باشد که این حمام در نزدیکی حمام کهنه قرار داشت از آن بعنوان حمام نوقه یاد میکنند .گرمابه نوقه از آثار ارزشمند دوران صفویه است که توسط ملاعلی اکبر که درحکم کدخدای آبادی محسوب می شده با همت مردم بازسازی وسالها از آن استفاده میگردیده. بعدها در سال 1345 این حمام تقریبأ بلااستفاده میگردد.در سال 1351 ایبن حمام به قیمت 5000 تومان به ولی اله مخلصی اجاره داده میشود .وتا سال 1356 ازآن استفاده میگردد .در سال 1357 متأ سفانه توسط برخی از افراد ناآگاه به آثار تاریخی بخش عظیمی از حمام تخریب میگرددوبه کوچه گلستان ملحق می شود.در سال 1378 به همت اینجانب نگارنده (ذبیح اله صولتیان) وبا مساعدت آقای اکبر حائری شهردار وقت بادرود گرمابه شناسائی واز زیر خاک بیرون آورده شد .

با اعتبار سازمان گردشگری کار مرمت حمام به همان سبک قدیمش توسط معمار سنتی کار بادرود آقای حاج بهرام معماری مرمت گردید.ودر سال 1383 به ثبت آثار ملی کشور پیوست.این گرمابه دارای 3 گنبد مدور به ارتفاع 4 متر ونیز دارای رختکن –تون – خزینه –و13 حوضچه بوده که همزمان پر از آب میشده است . کاربری این بنا اکنون با مساعدت شورای شهر –شهرداری وانجمن دوستداران میرتاث فرهنگی بادرود موزه مردمشناسی است که بخشی از اشیاء تاریخی منطقه در حال حاضر در اینجا نگهداری میشوند.

حمام نوقه بادرود در ابتدای کوی گلستان ودر اول بافت قدیم شهر واقع شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 15:55  توسط ذبیح اله صولتیان  | 

بادرود پایتخت تاریخی فلات مرکزی ایران

نوشته ذبیح الله صولتیان بادرودی

 

آنگاه که خورشید مقدس اسلام بر سرزمین بزرگ آریائیها نتابیده بود و ایرانیان متمدن آفریده های بزرگ طبیعت چون آب ، باد ، خورشید ، آتش و خاک را برای ادای تقدس به پروردگار خویش بر می گزیدند و گرد این آفریده های خالق سبحان به نیایش و تضرع می پرداختند ، ساکنین اولیه مرکز آریانشینان نیز عنصر مقدس باد را به عنوان یکی از آفریده های خدای سبحان برگزیدند و در 7000 سال پیش ضمن بوجود آوردن یکی از بزرگترین مرکز مدنیت تاریخ در فلات مرکزی ایران ( تحقیق در تپه باستانی قلعه اسپی بادرود توسط گروه باستان شناسی ) همنوا با باد به راز و نیاز مبادرت ورزیدند .

« باد ، روز 22 هر ماه شمسی باشد و تدبیر و مصالح آن روز بدو تعلق دارد . نیک است در این روز نو بریدن ، نو پوشیدن و بر اسب نو سوار شدن » ( برهان قاطع )

 در سانسکریت اوستا اسم مخصوص پروردگار و ایزد مخصوص ، عنصر باد است و نخستین پروردگاری است که نذورات را می پذیرد . خدای باد بنا به اعتقاد کوشانیان ، احتمالاً از کلمه ایرانی« واته » (واد) ، یعنی عنصری را که ویو(وای) بر آن نظارت دارد مشتق شده است .

( کتاب شناخت اساطیر ایران نوشته جان هینلز )

 

در یشتهای اوستا از باد به نام وات و واد یاد گردیده که این کلمه امروزه در گویش بادرود به معنای باد به کار می رود . بدینسان بود که ایرانیان هفت هزار سال پیش ، برای این احترام به این الهه مقدس دیار بزرگ و متمدن خویش را باد نام نهاد و مردان نیک سرشتش به احترام این پدیده الهی چنین سرودند که :

                     سرشته شد چو گل ما ز آب و خاک باد  

                      میـان بـاد نشستـیم ، هر چه بـاد ! بـاد 

                       دلـی بـه بـاد مبـاد ، آشیاـنه طوفان

                        سرای مهر و محبت همیشه بـاد ،

باد در سال 1345 همزمان با تاسیس مرکز دهستان به بادرود تغیر نام یافت . این شهر از توابع استان اصفهان است که در 130 کیلومتری شمال آن و در طول شرقی 52 درجه و 2 دقیقه و عرض شمالی 33 درجه و 41 دقیقه در کوهپایه های کرکس و در 60 کیلومتری کاشان و 35 کیلومتر نطنز واقع گردیده است

بادرود در گذر تاریخ

بادرود بی شک یکی از کهنترین شهرهای فلات مرکزی ایران است،به نحوی که اقامتگاه بشرهنرمند و صنعتگر ایران پیش از تاریخ در این بخش بوده است . آنگاه که شش هزار سال قبل انسانهای دیگر نقاط در درون غارها و بصورت بدوی می زیستند ، مردم این دیار شهرنشینان آغازین تاریخ بوده اند که با دستان هنرمند خویش به ساخت ظروف مسی و سفالی زیبای که نقش عشق و زندگی بر آن حک شده بود می پرداختند . ( اکتشاف در تپه تاریخی سیاه بوم اریسمان بادرود سالهای 81-79 توسط گروه باستان شناسی دانشگاه فرایبورگ آلمان )-(تحقیق در اولین منطقه ذوب فلز جهان در محوطه باستانی قلعه گوشه بادرود)

بادرود در کتب معتبر تاریخی

« روث وایت هاوس »در کتاب نخستین شهر ، از باد به عنوان یکی از چهارده شهر مهم دوران  دودمانی آغازین در 2500 سال پیش از میلاد نام برده است .

« دیا کونوف » در کتاب تاریخ ماد از حمله آشور نا سیراپال ( پادشاه آشور) به باد خبر داده است.

در اواخر قرن سوم هجری قمری بادرود یکی ازمراکز مهم بین راهی اصفهان – ری بوده است ( علائق النفسیه نوشته این رسته به سال 290 هجری قمری ) . در قرن چهارم هجری قمری از باد به عنوان دیر گچین یاد شده که منزلگهی آباد و منزه بوده است ( مسالک و ممالک نوشته ابراهیم اصطخری به سال 346 هجری قمری )  حسن ابن حسن قمی به سال 378هجری قمری درکتاب (تاریخ قم ) از باد به عنوان یکی از کاریزهای اصلی نام برده است . « سید واقف افشته ای » در وقف نامه خود که توسط « ابو بکر ابن احمد طهرانی » در سال 857 هجری قمری نگاشته شده ، حدود مزرعه ای گوشه را به قریه باد انتساب داده است . طبق نوشته هدایت اله افوشته ای در کتاب « نقاوة الاثار فی ذکر الاخیار » در سال 988 هجری قمری ( زمان سلطنت شاه تهماسب صفوی ) مردم باد توسط مرتضی قلی خان پرناک ، حاکم خراسان قتل عام گردیدند  . دهخدا  در فرهنگ نامه خویش پس از شرح مختصری از اوضاع جغرافیایی بادرود به قلعه خرابه ای به نام گبری که از آثار تاریخی این شهر بوده اشاره می نماید .

 از همه این منابع معتبر که بگذریم ، گویش محلی بادرود که ریشه در فارسی پهلوی دارد تنها گویشی است که به عنوان یادگار پیشینیان ایران کهن در این دیار به یاد مانده است.

آثار دیدنی وتاریخ بادرود 

از آثار تاریخی بادرود می توان به آستان مقدس حضرت آقاعلی عباس (ع) از فرزندان امام هفتم اشاره نمود .بارگاه این بزرگوار از بهترین شیوه ی معماری دوران معاصر از لحاظ گچ بری ،آئینه کاری وکاشیکاری برخورداراست .ایوان ورودی حرم به سبک معماری ایلخانیان با کاشیهای 7 رنگ زیبائی مزین گردیده است . گچ بری داخل گنبد آخرین اثر استاد رشتیان می باشد . آستانه دارای 400 باب زائر سرا با کلیه امکانات اولیه برای مسافران خسته کویر است . بازارچه ، حمام عمومی ، رستوران وانبار ظروف وفضای سبز زیبا ومناسب در جوار حرم مطهر از جمله امکاناتی است که در اختیار زائران قرار می گیرد .

گرمابه نوقه مربوط به عهد صفوی ، منزل وموزه تاریخی رهگشای (عهد قاجار) منازل زیبای محقق الوله ومعزی (مربوط بدوران قاجار) –قلعه کرشاهی ( دوران ایلخانیان) پرستشگاه آدینه ( دوران میترائیسم ) –آب انبار حاج جامعی ( عهد پهلوی ) از جمله آثار زیبای تاریخی این شهر زیبای کویری است .

  اقتصاد بادرود

مردم این دیار از طریق کشاورزی و اندکی دامپروری و صنایع ، به امرار معاش می پردازند .

در دشتهای سرسبز بادرود محصولات عمده ای همچون انار ، انجیر ، خربزه ، طالبی ، خیار ، انگور و ... برداشت می شود که این ارمغانی است ماحصل دستهای صبور و مقاوم ملتی که بیابانهای خشک را به دشتهای سرسبز و با طراوت مبدل ساخته اند . انار این شهر تحت عنوان « ارمغان بادرود » به علت مرغوبیت و طعم خاص خود هواداران بس زیادی را در بازارهای داخلی و خارجی به خویش جذب کرده است

هر ساله با شروع برداشت این میوه بهشتی ( آبان و آذر ) هزاران تن از این محصول ضمن بسته بندی راهی کشور های خارجی بویژه حاشیه نشینان خلیج فارس ، چندی از کشورهای آسیایی از جمله ژاپن و کشورهای اروپایی می گردد ، تا پیام رسان تلاش مردم سخت کوش این خطه باشد

هر ساله با شروع فصل برداشت انار در این بخش بالغ بر هفتاد درصد از انار های درجه یک در مراکز مخصوص صادرات انار بسته بندی و با کامیونهای ویژه ای مستقیما به کشورهای یاد شده صادر می گردد .

بالغ بر هزاروهشتصد هکتار از باغات این بخش به کشت انار اختصاص دارد که سالانه بالغ بر سی و پنچ هزار تن  محصول برداشت می شود . گرچه امسال سرما و یخبندان شدید بخشی از باغات انار این دیار را دچار خسران و ضرر نمود

از صنایع دستی بادرود می توان به صنعت فرش بافی اشاره کرد به نحوی که درب خانه هر بادرودی که ز صنایع دستی بادرود می توان به صنعت فرش بافی اشاره کرد به نحوی که درب خانه هر بادرودی که گشاده گردد چشمها ناگاه به تابلویی رنگارنگ که ماحصل دستهای هنرمندانه زنهای با ذوقی است که نقش عشق و امید را در میان تار و پودها به ترسیم می کشند ، خیره می گردد . فرش دستباف بادرود با نام « کاشان شادسر » یکی از شاهکارهای صنایع دستی ایران به عنوان تحفه ای دیگر راهی بازار کشورهای خارجی می گردد ، تا معرف این معروف باشد ک. گشاده گردد چشمها ناگاه به تابلویی رنگارنگ که ماحصل دستهای هنرمندانه زنهای با ذوقی است که نقش عشق و امید را در میان تار و پودها به ترسیم می کشند ، خیره می گردد . فرش دستباف بادرود با نام « کاشان شادسر » یکی از شاهکارهای صنایع دستی ایران به عنوان تحفه ای دیگر راهی بازار کشورهای خارجی می گردد ، تا معرف این معروف باشد که هنر نزد ایرانیان است و بس ....

 

بادرود با همه زیبائیهایش در محور گردشگری روستای رویائی ابیانه آماده پذیرائی از مسافران محترم از سراسر کشور است . بجز ماههای خرداد ، تیر ومرداد که هوا در این شهر نسبتأ گرم است .درمابقی فصول بادرود دارای بهترین ولطیف ترین هوای دل انگیزی است که درست در مرکز جغرافیایی کشور با اقامتی کوتاه وبیاد ماندنی می توان در این شهر اقامت گزید .

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 17:27  توسط ذبیح اله صولتیان  | 

14 جمادی الاول(9 اردیبهشت) شهادت حضرت آقاعلی عباس(ع) 

 

«بطوریکه نقل شده روز چهاردهم جمادی الاول بود که امامزادگان از قریه بادافشان در حال کوچ کردن بودند که لشگر شقاوت کیش مأمون سر رسیدند سرراه برآنان گرفته وآنان را محاصره کردند»

این گفتاری است از کتاب تذکره امامزاده آقاعلی عباس نوشته آیت الله سید عزیز الله امامت کاشانی ، بطوریکه بارها نقل شده حضرت آقاعلی عباس وشاهزاده محمد از فرزندان بلافصل امام موسی ابن جعفر با جمعی از اصحاب ویاران جهت دیدار با برادر خویش حضرت امام رضا که ولیعهد ایران در دوران مأمون عباسی شده بود از مدینه عازم طوس شدند .این عده از راه اهواز وارد ایران وسپس راه نهاوند واراک امروزی را در پیش گرفته وبه قم وارد شدند . در همان اوائل راه عده ای به رهبری حضرت شاهچراغ به علت ایمن بودن از اهواز راهی شیراز گردیدند وعده ای از راه اراک به قم شتافتند . بزرگ کاروان آنان حضرت معصومه خواهر بزرگوار حضرت آقاعلی عباس بوده است وی درقم به علت بیماری به شهادت می رسد .آقاعلی عباس وبرادرش وجمعی از اصحاب از قم راهی کاشان(چهل حصاران)می شوند عبدالجبار طبرسی حکمران کاشان به استقبال آنان میاید.مدت 17 شبانه روز از آنان بطرز شایسته ای پذیرائی می کند وآنان را از رفتن به طوس به علت عدم اعتبار در گفتار مأمون عباسی بر حذر می دارد اما این دو بزرگوار عزم را جزم تا به دیدار برادر بروند.پس از خروج ازکاشان از راه حاشیه کویر(جاده ابوزیدآباد فعلی)به سمت روستای یزدلان وسپس راهی بادرود(که برخی باد افشان مسی گفتند)می شوند .پس از ورود به بادرودمورد استقبال گرم حکمران این نواحی قرار گرفته وخدمت شایسته خدمت شاهزادگان معمول می دارد امامزادگان چند روزی را در بادرود توقف وجمع کثیری از اهالی منطقه به آنان ملحق می شوند .  

 

روز چهارشنبه هفتم ربیع الاول خبر شهادت مظلومانه امام رضا که درروز آخر صفر اتفاق افتاده به سمع مبارک این بزرگواران می رسد .از این خبر ناگوار این دوبزرگوار به شدت متألم واندوهگین شده واهالی بادرود علم عزا را بر پا می دارند وبه مدت 40 شبانه روز از این دوبرادر داغدار از مرگ برادر خویش دلجوئی وتسلی بخشی می کنند .پس از این واقعه آنان قصد حرکت به سمت طوس برای انتقام خون بناحق ریخته برادر را می گیرند وجمع کثیری از اهالی هم با آنان همراه می شوند که خبر حرکت آنان به مرو به مأمون رسیده ولشگری را برای جنگ با آنان راهی بادرود می سازد.

لشگر شقاوت کیش مأمون سر راه برآنان گرفته وآنها را در محاصره خود در می آورندوجنگی نابرابر در کویر بادرود شروع می شود . لشگریان مأمون چون شجاعت این دو نوجوان امام هفتم را می بینند  در نهایت بین این دوبزرگوار جدائی انداخته وآنان را جداگانه با تیغ های آتشین به شهادت می رسانند .وپیکر پاکشان در کویر تفت دیده بادرود گواهی دوباره می شود از مظلومیت خاندان اهل بیت (ع)

وبدین سان در روز 14 جمادی الاول سال 203 ه. ق  سالروز شهادت حضرت آقاعلی عباس وشاهزاده محمد نمادی است از وفاداری مردم منطقه بادرود به این بزرگواران که امید است همه مردم عزیز منطقه وزائران ومجاوران در تکریم این روز بزرگ بکوشند.

                          

منابع: تذکره آقاعلی عباس نوشته امامت کاشانی.

دوگوهر فروزان کویر: نوشته ذبیح اله صولتیان.

گوهرهائی در کویر: نوشته حبیب اله سلمانی

زندگی نامه آقاعلی عباس: نوشته صادقی اردستانی.

یادمان کویر بادرود: نوشته حسین نقدی بادی

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 17:16  توسط ذبیح اله صولتیان  | 

تاریخچه شورای شهر بادرود 

تا قبل از تشکیل رسمی شوراها پیگیری مسائل ومشکلات شهر بر عهده ای عده ای افراد خیر وخودجوش بنام معتمدین محل بود با آغاز بکار دولت هفتم وتأکید رئیس جمهور وقت(آقای خاتمی) اصل بجا مانده قانون اساسی هم به منصه ظهور نهاده شد وانتخابات شوراهای اسلامی شهر وروستا برای اولین بار بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ 2 اسفند1377برگزار گردید .

انتخابات اول شورا:

در بادرود ما اولین دوره انتخابات با حضور 32 نفر کاندیدا برگزار که به ترتیب آقایان رحمت اله کیانوش –محمد فیروزیان –حسین محمودیان-حسین احمدی وحسین فردوسی بعنوان اعضای اصلی وآقایان ذبیح اله فروزش –حسین بیگی وذبیح اله صولتیان بعنوان اعضای علی البدل شورا انتخاب گردیدند .ترکیب هیئت رئیسه شورا به ترتیب اخذآراء بود.

شورای دوره اول پس از 9 ماه کشمکش برای انتخاب شهردار ،منجر به انتخاب آقای اکبر حائری بعنوان اولین شهردار منتخب مردم گردید. حائری اقدامات بسیار زیبا وماندگاری برای شهر انجام داد که احداث 11 خیابان جدید وشروع بکار زیرساخت پارک گردشگری تخت پادشاه از مهمترین اقدامات وی بود .حائری تا پایان دوره اول شورا شهردار بادرود بود.

انتخابات دوم شورا:

در تاریخ 9 اسفند 1381 انتخابات دوم شوراها همزمان با سراسر کشور در بادرود برگزار گردید در این دوره که با حضور 28 کاندیدا برگزار شد به ترتیب آقایان ذبیح اله صولتیان-حسین احمدی-حسین مخلصی –رحمت اله کیانوش-محمد فیروزیان حائز اکثریت آرا وآقایان حسین میرزائی –حسینعلی مهدیان وعباس سیدی بعنوان اعضای علی البدل انتخاب شدند. ترکیب هیئت رئیسه هم مثل شورای اول به ترتیب آراء بود.

در این شورا آقای حائری استعفاء وشورا پس از سه ماه رایزنی به انتخاب آقای مسعود آرانی بعنوان شهردار پرداخت .آرانی که پیش از این بین سالهای 1370-75 تجربه شهردار بودن بادرود را داشت وپیش از رجعت مجدد به بادرود شهردار نائین بود با کوله باری از تجربه آمد ومهمترین اقدامش تکمیل پروژه پارک تخت پادشاه –خرید 8 دستگاه وسیله نقلیه جدید برای شهرداری –احداث تندیس ونماد در میادین شهر بود .آرانی پس از سه سال بعنوان معاون فرماندار آران منصوب واز سمت شهرداری استعفا کرد.شورا پس از یک ماه واندی آقای مجید صفاری را بعنوان شهردار انتخاب کرد.

انتخابات شورای سوم:

درتاریخ 24آذر 1385 سومین دوره انتخابات شوراها برگزار که باحضور 23 نفر کاندید به ترتیب آقایان سیدعباس سیدی –مجیدکیانوش-حسین خاکیان –ذبیح الله صولتیان وحسین مخلصی بعنوان اعضای اصلی وعبداله صابری وعلی نائینی بعنوان اعضای علی البدل انتخاب شدند ترکیب هیئت رئیسه در نیمه اول شامل خاکیان رئیس –صولتیان معاون –مخلصی خزانه دار ودر نیمه دوم شامل صولتیان رئیس -کیانوش معاون-سیدی خزانه دار انتخاب گردیدند.شورای سوم بلافاصله مجید صفاری را بعنوان شهردار ابقاء واز مهمترین اقدامات این شهردار بادرودی می توان به آسفالت کلیه کوچه های شهر –تکمیل وبهسازی پارک شهر و... نمود، صفاری درآبان 1388 از سمت خویش استعفاء وشورا درکمتر از 20 روز به انتخاب آقای رضا نقدی بعنوان چهارمین شهردار منتخب مردم پرداخت .نقدی هم در مدت یکسال گذشته با رویکرد جدید حفظ بهینه وضعیت موجود-بستر سازی زیر ساخت گردشگری – اهمیت به امر نظافت شهر –خرید 7 دستگاه وسیله نقلیه جدید وبهسازی خیابانهای اصلی شهر تا کنون اقدامات خوبی را از خویش برجای نهاده است .  

برای همه خدمتگزاران به این سرزمین مهر ومیترائی آرزوی سعادت را خواهانیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 17:15  توسط ذبیح اله صولتیان  | 

قلعه مدبر الملک  

سراشیبی ورودی روستای عباس آباد بادرود را که طی میکنیم در سمت راست مزرعه ای بنام حسینیه باباغات سرسبز وزیبای انار وجود دارد که گلهای صورتی آن به تو لبخند می زنند .در دل این مزرعه قلعه تاریخی قشنگی وجود دارد که آنرا منتسب به مدبر الملک بادی می دانند این قلعه زیبا دارای 4 برج نگهبانی بزرگ است که باتأسف به علت احداث باغ انار در درون قلعه بیشتر ساختمانهای داخل آن تخریب گردیده است .بنا حدود 200 سال پیش کاملأ با خشت وگل احداث گردیده است .قلعه مدبر الملک بادی از ساختار معماری زیبا برخوردار ودر دیواره های آن موارد امنیتی کاملأ مراعات گردیده که بواسطه روزنه های دیوار قلعه بتوان دشمن را هدف گلوله قرار داد . گویند مدبر الملک بادی سر شجاع لشگر پسر نائب حسین کاشی  را در بیابانهای اطراف بادرود جدا وبه این قلعه آورد وسپس آن را به نزد حکومت احمدشاه قاجار فرستاد واز او هدیه دریافت کرد .مدبر الملک یاغیان وسرکشان منطقه را به میدان مرکزی قلعه می آورد وآنها را در منظر عموم به چوب وفلک می بست .

قلعه مدبر الملک بادی دارای ابعادی به متراژ 70 در 70 متر بوده ودست میراث فرهنگی را برای جلوگیری از تخریبش می فشارد . اداره ای که در این بخش متأ سفانه به مسائل تاریخی بسیار کم توجه کرده وهمین بی توجهی باعث تخریب بسیاری از بناهای این سرزمین گردیده است

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 17:14  توسط ذبیح اله صولتیان  | 

ارگ ساسانیان «گوشه» در حال تخریب است  

توجه به آثار وابنیه فرهنگی وتاریخی نمادی از تمدن یک ملت است . در این راستا بادرود بابرخورداری از صدها اثر تاریخی ومحوطه باستانی پیشگام در ورقی از اوراق تاریخ کهن ایران زمین است .قلعه گوشه که بنا به نقل باستان شناسان از بناهای ارزشمند دوران ساسانیان ونقش چاپارخانه بین راهی شهرهای تاریخی اردستان-بادرود راداشته است اکنون مورد بی مهری شدید مسولان میراث وکشاورزان همجوار قرار گرفته .کشاورزان غریبه ای که از سه دهه پیش سفره های آب کشاورزی که میراث صدسال آینده این سرزمین است را باهدف کشت مکانیزه وبدون غرص حتی یک نهال مثمر آماج سود شخصی خود قرار دادند اکنون تا چند متری این دژ کهن وتاریخی منطقه پیش رفته وبه بهانه گسترش زمین کشاورزی خویش ،قلعه گوشه را هدف قرار داده اند . حالا که اداره میراث فرهنگی وجهاد کشاورزی سهل انگاری میکند بیائید شما همشهریان در پاسداشت این اثر تاریخی همت کنید وجلو متجاوزین به آثار تاریخی را بگیرید.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 17:12  توسط ذبیح اله صولتیان  | 

بادرود در قرن ششم هجری قمری

بررسی یک سند معتبر تاریخی در خصوص معرفی بادرود در 900 سال قبل

درربیع الاول سال 532 هجری لشگریان ملک سلجوق ابن محمد ابن ملکشاه پس از تهاجم به آبادیهای اطراف کاشان ـ از میمه ومشهد اردهال تا نطنز وبادرود وقتل وغارت بی امان کاشان را محاصره کرد وکمر بر قتل بزرگان وغارت اموال مردم آن شهر بربست . این حمله ومحاصره چند ماهی طول کشیدوسرانجام مجدالدین ابوالقاسم عبدالله ابن فضل ابن محمو کاشانی که فردی متدین وبا تقوا وعابد وزاهد بود بردور کاشان نیز قلعه ای بسیار محکم واستوار کشیده بود با پرداخت 7 هزار دینارزرسرخ از کیسه خود ، لشکریان مهاجم سلجوقی را به ترک محاصره شهروانصراف از هجوم به کاشان راضی ساخت .امام ضیاء الدین ابوالرضا حسنی راوندی کاشانی دانشمند شیعی قرن ششم وبارع درفنون وادب وماهر درحدیث وفقه واستاد پدر خواجه طوسی که تولیت وتصدی مدرسه بی نظیر مجدالدین در کاشان رابه عهده داشت دردیوان شعرخود که به مثابه تاریخی مسند از پاره ای از حوادث ورویدادهای سالهای نیمه نخست قرن ششم هجری به شمار می رود گوشه ای از تاریخ وسرگذشت کاشان در آن روزگاررا تشریح نموده وبزرگان آن سالهای کاشان را معرفی می کند .وی در قصیده نونیه این دیوان به تشریح حمله ویرانگر سربازان سلجوقی به کاشان وروستاها وقراءدور ونزدیک آن پرداخته است . این قصیده مشتمل بر 105 بیت است ومضامین قرآنی وروائی ومصادیقی از تضمین تعابیر شاعران مشهورعرب دربردارد . در بین این 105 بیت ما در این مقال به ترجمه چند بیت از این اشعار گرانبار که به منطقه بادرود اشاره دارد بسنده می کنیم ودوستداران تاریخ این سرزمین رابه مطالعه دیوان این شاعر گرانقدر توصیه می نمائیم.

بیت21 تا25:

21)طرقت الی طرق طوارق فلم             یرع الذمام «لباذ»و والدکان

22)وعلی نطنز تلاحقت شذائهم               لادردر اولئک الشذان

23)وتعاوروها بالخراب فاءصبحت               شوهاء بعدالحسن والعمران

24) وتزحزحوا عنها فلما اءفرجوا               عادوا فشق البدو بالثنیان

25)وتناصرت بسرشک شر دخیلهم          «فبباذرو» فباءرض جاریان  ….

ترجمه:

21) آنها(سپاهیان سلجوقی) شبانه به طرق هجوم بردند ودر حمله به بادرود ودکان هیچ حریمی را

 نگه نداشتند.

 22)سربازان پراکنده این سپاه در نطنز به هم پیوستند که نفرین خدا بر این سربازان باد.

 23)نطنزرا به ویرانه ای تبدیل کردند وپس ازآن همه زیبائی ونکوئی به یک خرابه مبدل شد.

24)از نطنز دور شدند ولی بار دیگر برآن حمله بردند .

 25)سپاهان پراکنده درسرشک به یاری یکدیگر شتافتند وبلای این سپاه ازبادرود وجاریان و طامه

تامناطق اسفیدان.

 26) و از طامه تا منطقه و بخش اسپیدان را زیر پا نهاد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 17:2  توسط ذبیح اله صولتیان  | 

ویر واشتُو...«فراموش شدگان»

اصطلاحات ساختمانی به گویش بادرودی

ری یُوت : اتاق 

پَن دِری : اتاق پذیرائی 

پَکو: سقف ضربی روی بام 

رُوجینَه: طاقچه کوچک 

پیش باخاری: طاقچه بزرگ 

رَپَ: طاقچه زیر سقف 

تاروُمی: ستون ایوان 

شیوَه: زیر زمینی کوچک 

سَرداو: زیرزمینی بزرگ 

وَر اَیووُن: تراس 

دُولوَئه: پستوی انبار غذا دربدنه دیوار اتاق 

پَی: دیوار 

چینَه: دیوار گلی،خشتی 

کُلِندُون: قفل بیرونی منزل 

رَوِندَه: قفل داخل دربهای چوبی 

چِفت ریزه: قلاب پشت دربهای چوبی 

بَرگا: سر در منازل

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 17:1  توسط ذبیح اله صولتیان  | 

عزاداری در بادرود  

  

محرم در بادرود قدیم ازنوادر شیوه های عزاداری بی ریای واحساسی کشور شمرده می شد.دسته های عزاداران «برنی»و«حسینی »با شور تمام وخالصانه در اول محرم عزاداری را شروع می کردند .تمام عزاداری بادرود خلاصه می شد در این دو دسته در مدرسه بالا«حسینیه اعظم»ومدرسه پائین«حسینیه مرکزشهر».برنی ها سنگ شیر می زدند .سنگ شیر دو قطعه کوچک چوبی زیبائی بود که با نوحه های 8 و16 ترکی بصورت سه ضرب وبسیار منظم به هم می زدند وبدور مشغل«مشعله»که آتش دان بزرگی بود می چرخیدندو«حسین حسین» می گفتند.حسینی ها هم به سینی زنی به ریا وبدون تشریفات دهل وصوت وشیپورهای امروزی می پرداختند . اوج احساسات زمانی بود که این دو دسته به هم می رسیدند واز نای جان فریاد« حسین حسین»آنها به عرش می رسید.این مراسم از شب 7 محرم تا روز عاشورا به اوج خود می رسید .صبح عاشورا در میدان مرکزی بادرود تعزیه امام حسین برپا می شد .حسین خان رحیمی ،مرحوم حاج رضایت،مرحوم امیدی،سید طباطبائی،شاه حسین قصابی،مرحوم نائینی،مرحوم دهقانزاده و....از تعزیه خوانان آن دوره بودند . پس از اجرای تعزیه نخل بزرگ را که در پیشاپیشش «شده» علم وکتل بزرگ بود حرکت می کرد ودر عقب نخل تمثیل امام شهید برروی تخته چوبی درحرکت بود وسپس تمثیل ذوالجناح «اسب امام »هم در حرکت بود .نحوه چینش این نمایش بقدری زیبا وتکان دهنده بود که آه از دل هر بیننده ای را بدر می آورد.نخل بزرگ ودسته های عزادار به آرامگاه درگذشتگان می رفتند وپس از طلب مغفرت برای اهل قبور به صرف ناهار ظهر عاشورا در تکایای یاد شده مراسم عاشورا خاتمه می یافت 

 

 

امروزه مراسم عزاداری محرم در بادرود بدین گونه است:از اول محرم هیئتها که شامل 12 هیئت عزاداری رسمی هستند مراسم را در قالب زنجیر زنی در مساجد وتکایای خویش آغاز میکنند.شب 7 محرم هیئت ها بصورت منظم وبازهم در قالب زنجیر زنی به عزاداری در مسیر خیابانها از محل تکیه خود تا حسینیه اعظم ،مرکز شهر وپای نخل می روند .شب عاشورا نخل کوچک حسینیه مرکز شهر ،اعظم وخرم از حسینیه خارج می شوند ودر عصر تاسوعا مراسم خاصی در حسینیه ابوالفضل همراه با نخل گردانی آغاز می شود.در این روز توزیع نان مخصوص محلی این منطقه بنام«کوکله زردو»توزیع میگردد .تاسوعار ا دربادرود «روج عباسعلی»می گویند.در این روز برخی از هیئت ها به آستان مقدس آقاعلی عباس می روند.در صبح عاشورا نخل بزرگ پیشاپیش همه هیئات از حسینیه پای نخل به حرکت در می آید درحالیکه دو نخل کوچک در عقب آن وتمثیل ذوالجناح آن را مشایعت می کند.سه دور به دور میدان امام حسین می چرخد وسپس راهی گلزار شهدای شهر شده وپس از طلب مغفرت اهل قبور به به میدان معلم حرکت ودر آنجا نماز ظهر عاشورا را قرأت وبرای تناول ناهار عاشورا هرکس راهی هیئت محل خویش می شود.

از اول محرم تا عاشورا در حسینیه ابوالفضل واعظم مراسم تعزیه خوانی برپاست .در مراسم شام غریبا ن سوگنامه حضرت رقیه توسط هیئت آقاعلی عباس مسجد امام صادق در حسنیه مرکز اجراء می شود ونیز حرکت نمادین کاروان اسیران از حسینیه ابوالفضل تا پای نخل واعظم به حرکت در می آید .

آنچه قابل تأمل است حضور تمام بادرودیهای سراسر کشور در مراسم روز عاشورا در بادرود می باشد که جای سپاس از وجود حس وطن دوستی اهالی را داراست...

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 17:0  توسط ذبیح اله صولتیان  | 

یلدا «شو چله»در بادرود 

 

در گویش بادرودی به شب یلدا «شَوِ چِلَه» می گویند.ازرسومات این سرزمین در بلند ترین شب سال بدین گونه است ،دیدار کلیه ی اعضای خانواده از بزرگ فامیل به گونه ای که پس از صرف شام تمام بستگان دسته دسته به خانه پیرترین مرد یا زن فامیل می روند ودر حالیکه پدر یا مادربزرگ بر بالاترین جای کرسی تکیه زده وبترتیب سن مابقی دور تادور کرسی حلقه می زنند.از رسومات شب یلدا می توان به نوع غذاها وتنقلات این شب که بااصطلاح محلی «شَوچٍره»می گویند اشاره کرد.

-پخت وتناول 7 میوه که در زیر خاک بعمل آمده باشد مثل شلغم ،چغندر،ترب سیاه،پیاز،هویج.سیب زمینی معمولأ در خانواده ها معمول است وعقیده براین دارند که همانگونه که این میوه ها ومحصولات در زیر خاک سرد مقاومند پس خوردن آنها استحکام بین فامیل وبستگان را بیشتر می کند .در شب چله بزرگ، وجود هندوانه وانار بر سر سفره شب یلدا از ضروریات است.انار که محصول شاخص بادرود است بصورت خاصی تزئین یافته وبعنوان سرآمد میوه های شب یلدا بر مرکز کرسی قرار می گیرد. بادرودیها به سرخ گونه ی رنگ انار وهندوانه اعتقاد عجیبی دارند وبر این رسم پایبندند که رنگ سرخ گرمی کانون خانواده رادر پی دارد .در این شب بزرگ سال تمام بستگان بایستی در زیر کرسی بدور پدربزرگ جمع شده وتا دیر وقت به قصه های  پیرترین عضو خانواده گوش فرا دهند.  

 

-خانم  خانه در تنور محل پخت نان ،در نزدیک ترین خانه محله به پخت آشهای مخصوص ومحلی در دیزیهای گلی می پردازد که این غذای مخصوص در صبح روز اول دی در مجمع مسی قرار گرفته برروی کرسی ریخته شده وافراد خانواده به خوردن آن مشغول می شوند .معمولأ در شب یلدا بیشتر پخت نوعی آش ارزن ،جو ویا نوعی آش با ماش وکدوی محلی مرسوم است.

-خوردن انجیر خشک،برگ زردآلو ،پسته وبادام وگردو،انواع تخمه نیز جزء تناولات شب یلداست.

در این شب همکاری اعضای خانواده برای پخت غذای مخصوص این دیار بنام «قلییه»(قورمه) که با گوشت بره تهیه ودر ظروف مخصوص سفالی نگهداری می شود،از رسوم قابل تأمل است .در برخی از خانواده ها مردان خانه به خواندن دوبیتی های محلی همراه با نوای دل انگیز نی ویا ساز محلی نیز می پردازند

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 16:59  توسط ذبیح اله صولتیان  | 

نگذاریم گویش بادرودی به فراموشی سپرده شود

بنا به نوشته اغلب مورخین وزبان شناسان گویش (بادی) بادرودی یکی از بکرترین گویشهای اصیل  ایرانی است که ریشه در فارسی اشکانی- پهلوی دارد . این گویش که تقریبأ درحوزه مرکزی ایران کمابیش حفظ گردیده بزبان تاتی مشهور است .استانهای مرکزی ایران نظیر اصفهان –قم –یزد وسمنان  بویژه شهرستانها وروستاهای حاشیه کویر این استانها با گویش تاتی البته با اندکی تغییر و تلخیص با این گویش اصیل ایرانی تکلم میکنند .

ریشه بسیاری از افعال واسامی خاص این گویش بویژه دربادرود با لغات زرتشتی تشابه خاصی دارد .

گویش بادرودی که همانطور که اشاره شد ریشه در فارسی اشکانی-پهلوی دارد نسبت به گویشهای دیگر بعلت حساسیت منطقه ای وریشه در تمدن کهن ایرانی داشتن بادرود ،بیش از سایر گویشهای اطراف حفظ شده وازگزند دستخوش فرهنگی اطراف محفوظ مانده است .

اکنون متأسفانه طی یک دهه گذشته طی یک رویه بسیار غلط وبی حساب برخی از شهروندان نا آگاه به مسائل فرهنگی ووغریب باریشه داربودن واصالت این شهر مملو از فرهنگ اصیل ،با کودکان خویش با گویش فارسی صحبت می کنند .این روش که معلوم نبود بانی وباعث نابخرد آن چه کسی بود باعث گردید که اکنون بیش از 50% دانش آموزان مقطع ابتدائی مدارس شهر بادرود بجای تکلم با گویش بادی به فارسی با یکدگر به صحبت وگفتگو بپردازند .به نحوی که در یک کلاس 33 نفره پنجم ابتدائی یکی از مدارس بادرود 11 نفر از آنان فارسی صحبت میکننداین آمار در کلاس اول به مراتب تأسف بار تر است به نحوی که در همین مدرسه از یک کلاس 25 نفره تنها 5 نفر از آنان با گویش بادرودی صحبت میکنند  .از همه مهم تر اینکه فارسی تازه متولد شده دربادرود دارای یک لهجه بسیار تمسخرآمیزی است که با یک کلام صحبت می توان تشخیص داد که این نوجوان بزور وادار به فارسی گفتن شده است .آیا این ظلم به تاریخ واصالت این دیار نیست که از روی چشم هم چشمی وبدون توجه به اینکه فرهنگ اصیلمان را با چه بهائی داریم بدست خویش از بین می بریم ،به نسخ این کهن فولکلور وآداب زیبائی خویش پرداخته ایم؟

پس ای آگاهان ومدعیان فرهنگ به هوش باشید که با تمدن وفرهنگ بودن ،فارسی حرف زدن نیست بلکه حفظ آداب نیک گذشتگانمان است .

در این راستا امیدواریم اداره آموزش وپرورش بادرود که متولی اصلی فرهنگ این دیار است به معلمین فرهنگدوست واصیل بادرودی تأکید شود که حد اقل به احترام پاسداشت پیشینیان وحفظ اصالت ونجابت فرهنگی این سرزمین با دانش آموزان در سر کلاس درس با گویش بادرودی صحبت کنند تا این آداب ملی-منطقه ای ما برای همیشه بماند.

بامید روزی که دریابیم سنتهای این سرزمین یادگار بیش از 7000 سال تمدن پیشینیانی است که درحفظ آن کوشیده اند پس مبادا روزی که ما از قافله تاریخ دیارمان عقب بیافتیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 16:57  توسط ذبیح اله صولتیان  | 

پتانسیل ومزیت شهربادرود 

 

طبق سرشماری آمار جمعیت ونفوس مسکن در سال 1385 جمعیت شهر بادرود 17723 نفر وجمعیت بخش امامزاده بادرود 23500 نفر می باشند .

الف) بخش گردشگری:

1-وجود بارگاه مطهر حضرت آقاعلی عباس (ع) با پذیرش بالغ بر دو میلیون مسافر وزائر از سراسر کشور.

2-محوطه باستانی سیاه بوم اریسمان با دیرینه 6500 ساله که وجود اولین ومهمترین کارگاه ذوب فلزات تاریخ بشریت رابه اثبات رسانده است.

3-وجود طبیعت زیبا وبکر چون رملهای روان شن جهت بهره وری گردشگری کویر نوردی.

4-برخورداری از دهها منزل زیبای تاریخی وقلعه های بزرگ وابنیه عمومی نظیر پرستشگاه آدینه ،حمام نوقه،قلعه کرشاهی و...

5-وجود فرهنگ عامیانه وریشه دار بادرود در اعصار گوناگون تاریخ نظیر گویش بادرودی که ریشه در تاریخ فارسی دری –اشکانی دارد ویکی از بکرترین گویشهای ایران زمین است . وجود مراسم خاص نوروز ،مثلها ومتلها،بازیهای محلی ومراسم خاص مذهبی نظیر عاشورا،چهل هشتم،تعزیه خوانی و...

ب)بخش صنعت ومعدن:

1-مرکزیت بادرود از لحاظ جغرافیای در مرکز کشور جمهوری اسلامی ایران واستقرار صنایع آن در مسیر جاده(بزرگراه) ترانزیتی تهران –جنوب، آزادراه(اتوبان) تهران -کاشان –اصفهان،چهار راهی ریلی کشور(راه آهن بادرود به جنوب ،بادرود به تهران ، بادرودبه اصفهان و ریل در دست احداث بادرود به گرمسار).

2-وجود شهرک صنعتی تازه تأسیس به متراژ یکصد هکتار وقابل گسترش تا 300 هکتار در آینده در جوار جاده ترانزیت وراه آهن.

3--وجود ناحیه صنعتی سرآسیاب واستقرار برخی از صنایع تبدیلی واشتیاق سرمایه گزاران در چند ساله اخیر برای توسعه ی این شهرک .

4-وجود نیروی انسانی متخصص،مستعد وماهر ومدیر در منطقه .

5-وجود نیروی کار ارزان وبیکار وجویای کار.

6-وجود معادن وذخائر زیرزمینی نظیر معادن سنگ آهن ،باریت وانواع سنگ تزئینی وخاکهای معدنی.

ج) بخش کشاورزی:

1- توان تأمین بخش عمده ای از مایحتاج کشاورزری استان اصفهان در بادرود(نزدیک به 50 درصد)

2-وجود بیش از 160 حلقه چاه عمیق کشاورزی،7رشته قنات دائمی برای آبیاری اراضی وباغات.

3-تأمین  بخش عمده ای از محصولات لبنی استان دربادرود( عرضه بالغ بر 60 تن شیر مازاد بر مصرف درروز) باوجود 45هزار رأس گوسفند وگاو.

4-برخورداری بادرود از 1700 هکتار باغات انار(که بالغ بر 80 درصد آن بعنوان برترین انار ایران به کشورهای اروپائی صادر میشود)،3900 هکتارسطح زیر کشت گندم وجو،700 هکتار ذرت علوفه ای ودانه ای،1300 هکتار صیفی جات (شامل بهترین نوع طالبی،خربزه،گرمک وخیار).

د) بخش خدمات:

1- استقرار بیش از 500 واحد تجاری ،صنفی،خدماتی ورفاهی برای پوشش سرویس خدمات مورد نیاز اهالی بخش وساکنین شهرها وبخشهای همجوار .

2- وجود 25 واحد باربری وخرید محصولات کشاورزی برای عرضه مستقیم محصولات کشاورزی بخش به میادین میوه وتربار شهرهای سراسر کشور.

ر)بخش فرهنگی، علمی، آموزشی:

1-وجود دانشگاه آزاد اسلامی تازه تأسیس با حضور 400 دانشجو در سه رشته فنی.

2-تصویب ودرحال راه اندازی دانشگاه پیام نور.

3-وجود صدها نفر متخصص در انواع رشته های  پزشکی،کشاورزی،فنی و... با مدارک علمی بالای فوق لیسانس ودکترا.

4-برخورداری از دهها مدارس در مقاطع مختلف تحصیلی ورشته های مختلف.

5- پذیرش بالغ بر 85% دانش آموزان در رشته های مختلف  مراکز علمی کشوردر سال.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 16:32  توسط ذبیح اله صولتیان  | 

بادرود در کتب معتبر تاریخی 

« روث وایت هاوس »در کتاب نخستین شهر ، از باد به عنوان یکی از چهارده شهر مهم دوران  دودمانی آغازین در 2500 سال پیش از میلاد نام برده است .

« دیا کونوف » در کتاب تاریخ ماد از حمله آشور نا سیراپال ( پادشاه آشور) به باد خبر داده است.

در اواخر قرن سوم هجری قمری بادرود یکی ازمراکز مهم بین راهی اصفهان – ری بوده است (ا علائق النفیسه نوشته این رسته به سال 290 هجری قمری ) .

 در قرن چهارم هجری قمری از باد به عنوان دیر گچین یاد شده که منزلگهی آباد و منزه بوده است ( مسالک و ممالک نوشته ابراهیم اصطخری به سال 346 هجری قمری ) .

 حسن ابن حسن قمی به سال 378هجری قمری درکتاب (تاریخ قم ) از باد به عنوان یکی از کاریزهای اصلی نام برده است .

 « سید واقف افوشته ای » در وقف نامه خود که توسط « ابو بکر ابن احمد طهرانی » در سال 857 هجری قمری نگاشته شده ، حدود مزرعه ای گوشه را به قریه باد انتساب داده است .

 طبق نوشته هدایت اله افوشته ای در کتاب « نقاوة الاثار فی ذکر الاخیار » در سال 988 هجری قمری ( زمان سلطنت شاه تهماسب صفوی ) مردم باد توسط مرتضی قلی خان پرناک ، حاکم خراسان قتل عام گردیدند  .

 دهخدا  در فرهنگ نامه خویش پس از شرح مختصری از اوضاع جغرافیایی بادرود به قلعه خرابه ای به نام گبری که از آثار تاریخی این شهر بوده اشاره می نماید .

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مرداد 1389ساعت 16:31  توسط ذبیح اله صولتیان  |